<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>منجی انسان</title>
		<link>https://monje1361.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://monje1361.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>جنگ های توحیدی ائمه علیهم السلام</title>
			<link>https://monje1361.kowsarblog.ir/جنگ-های-توحیدی-ائمه-علیهم-السلام</link>
			<pubDate>09:35:00 +0330 چهارشنبه، 19 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>منجی انسان</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">703678@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;طبق توحید کامل که شامل ربوبیت و ولایت تشریعی خداوند می شود و بر اساس اذن تشریعی، که به ائمه معصومین علیهم السلام در اعمال ولایت در جامعه داده شده است، روشن می شود که بیشتر جنگهای ائمه به خصوص علی علیه السلام جنگ توحیدی بوده است همچنانکه بیشتر جنگهای پیامبر اسلام جنگ توحیدی بود; یعنی تمام جنگهای علی علیه السلام علیه اصحاب توحید بود که توحید ناقص داشتند; یعنی با کسانی می جنگیدند که توحید در ذات و صفات را قبول داشتند اما توحید در افعال را به طور کامل قبول نداشتند; یعنی ائمه معصوم با مخالفان ربوبیت و ولایت تشریعی خداوند می جنگیدند و این سیره عملی ائمه مؤید این است که آنان موظف به تشکیل حکومت دینی در راستای تحقق توحید کامل بوده اند .&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://monje1361.kowsarblog.ir/جنگ-های-توحیدی-ائمه-علیهم-السلام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>طبق توحید کامل که شامل ربوبیت و ولایت تشریعی خداوند می شود و بر اساس اذن تشریعی، که به ائمه معصومین علیهم السلام در اعمال ولایت در جامعه داده شده است، روشن می شود که بیشتر جنگهای ائمه به خصوص علی علیه السلام جنگ توحیدی بوده است همچنانکه بیشتر جنگهای پیامبر اسلام جنگ توحیدی بود; یعنی تمام جنگهای علی علیه السلام علیه اصحاب توحید بود که توحید ناقص داشتند; یعنی با کسانی می جنگیدند که توحید در ذات و صفات را قبول داشتند اما توحید در افعال را به طور کامل قبول نداشتند; یعنی ائمه معصوم با مخالفان ربوبیت و ولایت تشریعی خداوند می جنگیدند و این سیره عملی ائمه مؤید این است که آنان موظف به تشکیل حکومت دینی در راستای تحقق توحید کامل بوده اند .</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://monje1361.kowsarblog.ir/جنگ-های-توحیدی-ائمه-علیهم-السلام">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://monje1361.kowsarblog.ir/جنگ-های-توحیدی-ائمه-علیهم-السلام#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://monje1361.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=703678</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>ادله اثبات توحید در ولایت تشریعی</title>
			<link>https://monje1361.kowsarblog.ir/ادله-اثبات-توحید-در-ولایت-تشریعی</link>
			<pubDate>09:30:00 +0330 چهارشنبه، 19 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>منجی انسان</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">703674@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;انحصار ولایت و حاکمیت تشریعی در خداوند، با ادله عقلی و نقلی قابل اثبات است و تقریرهای مختلفی از این ادله در کتب علمای اسلامی موجود می باشد که می توان تمام آنها را به یک دلیل عقلی کلی باز گرداند که همان دلیل ملازمه است و با توجه به ادله اثبات توحید در ربوبیت و توحید در تشریع، که به دلیل ملازمه بر می گشت، تبیین این دلیل برای اثبات توحید در ولایت تشریعی خداوند آسانتر می گردد .&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://monje1361.kowsarblog.ir/ادله-اثبات-توحید-در-ولایت-تشریعی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>انحصار ولایت و حاکمیت تشریعی در خداوند، با ادله عقلی و نقلی قابل اثبات است و تقریرهای مختلفی از این ادله در کتب علمای اسلامی موجود می باشد که می توان تمام آنها را به یک دلیل عقلی کلی باز گرداند که همان دلیل ملازمه است و با توجه به ادله اثبات توحید در ربوبیت و توحید در تشریع، که به دلیل ملازمه بر می گشت، تبیین این دلیل برای اثبات توحید در ولایت تشریعی خداوند آسانتر می گردد .</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://monje1361.kowsarblog.ir/ادله-اثبات-توحید-در-ولایت-تشریعی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://monje1361.kowsarblog.ir/ادله-اثبات-توحید-در-ولایت-تشریعی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://monje1361.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=703674</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>اقسام توحید در ربوبیت</title>
			<link>https://monje1361.kowsarblog.ir/اقسام-توحید-در-ربوبیت</link>
			<pubDate>09:47:00 +0330 دوشنبه، 17 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>منجی انسان</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">703037@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;1- توحبد در ربوبیّت تکوینی: مراد از توحید در ربوبیّت تکوینی آن است که نظام این جهان، که شامل مجموعۀ پدیده‌های بی‌شمار گذشته و حال و آینده می‌شود، تحت تدبیر حکیمانۀ یک پروردگار اداره می‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2- توحبد در ربوبیّت تشریعی: مراد از توحید در ربوبیّت تشریعی آن است که فقط خداوند حقّ قانونگذاری برای مردم را دارد و تنها او این اختیار را دارد که بندگان را مکلّف به برخی از امور کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس به طور کلی مقصود از توحید در ربوبیّت آن است که خداوند هیچ شریکی در تدبیر عالم یا مکلّف کردن بندگان ندارد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://monje1361.kowsarblog.ir/اقسام-توحید-در-ربوبیت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>1- توحبد در ربوبیّت تکوینی: مراد از توحید در ربوبیّت تکوینی آن است که نظام این جهان، که شامل مجموعۀ پدیده‌های بی‌شمار گذشته و حال و آینده می‌شود، تحت تدبیر حکیمانۀ یک پروردگار اداره می‌شود.</p>
<p>2- توحبد در ربوبیّت تشریعی: مراد از توحید در ربوبیّت تشریعی آن است که فقط خداوند حقّ قانونگذاری برای مردم را دارد و تنها او این اختیار را دارد که بندگان را مکلّف به برخی از امور کند.</p>
<p>پس به طور کلی مقصود از توحید در ربوبیّت آن است که خداوند هیچ شریکی در تدبیر عالم یا مکلّف کردن بندگان ندارد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://monje1361.kowsarblog.ir/اقسام-توحید-در-ربوبیت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://monje1361.kowsarblog.ir/اقسام-توحید-در-ربوبیت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://monje1361.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=703037</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فضیلت توحید نزد عارفان</title>
			<link>https://monje1361.kowsarblog.ir/فضیلت-توحید-نزد-عارفان</link>
			<pubDate>09:43:00 +0330 دوشنبه، 17 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>منجی انسان</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">703034@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;عارفان توحید را اصل علوم، سرّ معارف، مایه دین، بنای مسلمانی و فارق دوست از دشمن می‌دانند و هر طاعتی را بدون توحید، بی ارزش و سرانجام آن را تاریکی می‌شمارند. &lt;br /&gt;انسان با توحید، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در قرب و بعد، کمال و نقص، فضیلت و رذیلت و شرافت و خسّت، به تفاوت مراتب توحید است، &lt;br /&gt;بنابراین مدار سعادت و شقاوت انسان، توحید و شرک است. ارواح موحدان در اوج‌اند و گناهان عارضی نمی‌تواند آن‌ها را به حضیضی فرو کشاند که ارواح مشرکان گرفتار آن‌اند. روح مشرک با توجه به عبادت و خضوعی که برای غیر خدا دارد ـ به رغم اعمال نیکش ـ پست و تاریک است و نمی‌تواند با اعمال خویش به مرتبه ارواح موحدان دست یابد، همان گونه که ارواح موحدان ـ به رغم گناهانی که گاه از آنان سر می‌زند ـ عزیز و بلندمرتبه است و خیرشان بر شر غلبه دارد و گناهان، آنان را احاطه نکرده و تاریکی حاصل از گناه سراسر وجودشان را نمی‌پوشاند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://monje1361.kowsarblog.ir/فضیلت-توحید-نزد-عارفان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>عارفان توحید را اصل علوم، سرّ معارف، مایه دین، بنای مسلمانی و فارق دوست از دشمن می‌دانند و هر طاعتی را بدون توحید، بی ارزش و سرانجام آن را تاریکی می‌شمارند. <br />انسان با توحید، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در قرب و بعد، کمال و نقص، فضیلت و رذیلت و شرافت و خسّت، به تفاوت مراتب توحید است، <br />بنابراین مدار سعادت و شقاوت انسان، توحید و شرک است. ارواح موحدان در اوج‌اند و گناهان عارضی نمی‌تواند آن‌ها را به حضیضی فرو کشاند که ارواح مشرکان گرفتار آن‌اند. روح مشرک با توجه به عبادت و خضوعی که برای غیر خدا دارد ـ به رغم اعمال نیکش ـ پست و تاریک است و نمی‌تواند با اعمال خویش به مرتبه ارواح موحدان دست یابد، همان گونه که ارواح موحدان ـ به رغم گناهانی که گاه از آنان سر می‌زند ـ عزیز و بلندمرتبه است و خیرشان بر شر غلبه دارد و گناهان، آنان را احاطه نکرده و تاریکی حاصل از گناه سراسر وجودشان را نمی‌پوشاند.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://monje1361.kowsarblog.ir/فضیلت-توحید-نزد-عارفان">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://monje1361.kowsarblog.ir/فضیلت-توحید-نزد-عارفان#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://monje1361.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=703034</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>توحید در تشریع</title>
			<link>https://monje1361.kowsarblog.ir/توحید-در-تشریع</link>
			<pubDate>16:55:00 +0330 یکشنبه، 16 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>منجی انسان</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">702852@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;تشریع; یعنی احکام و تکالیفی که در دین جعل شده و مربوط به اعتقاد عملی است .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; بنابراین، توحید در تشریع یعنی اعتقاد به اینکه یگانه قانونگذار شایسته، خداوند است و احدی غیر از او مجاز نیست به صورت مستقل و در عرض تشریع الهی برای تنظیم حیات بشری قوانینی وضع کند .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; علامه طباطبایی قدس سره در این باره می نویسد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; «و هو تدبیر اعمال الانسان بجعل قوانین و احکام یراعیها الانسان بتطبیق اعماله علیها فی مسیر حیاته، لتنتهی به الی کمال سعادته » . «ربوبیت تشریعی یعنی تدبیر اعمال انسانها، با جعل و وضع قوانین و احکامی که اگر انسان رفتار خود را در طول زندگی با آن قوانین تطبیق دهد، او را به کمال سعادت برساند .»&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://monje1361.kowsarblog.ir/توحید-در-تشریع&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تشریع; یعنی احکام و تکالیفی که در دین جعل شده و مربوط به اعتقاد عملی است .</p>
<p> بنابراین، توحید در تشریع یعنی اعتقاد به اینکه یگانه قانونگذار شایسته، خداوند است و احدی غیر از او مجاز نیست به صورت مستقل و در عرض تشریع الهی برای تنظیم حیات بشری قوانینی وضع کند .</p>
<p> علامه طباطبایی قدس سره در این باره می نویسد:</p>
<p> «و هو تدبیر اعمال الانسان بجعل قوانین و احکام یراعیها الانسان بتطبیق اعماله علیها فی مسیر حیاته، لتنتهی به الی کمال سعادته » . «ربوبیت تشریعی یعنی تدبیر اعمال انسانها، با جعل و وضع قوانین و احکامی که اگر انسان رفتار خود را در طول زندگی با آن قوانین تطبیق دهد، او را به کمال سعادت برساند .»</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://monje1361.kowsarblog.ir/توحید-در-تشریع">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://monje1361.kowsarblog.ir/توحید-در-تشریع#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://monje1361.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=702852</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>نسبت توحید افعالی با اختیار انسان</title>
			<link>https://monje1361.kowsarblog.ir/نسبت-توحید-افعالی-با-اختیار-انسان</link>
			<pubDate>16:47:00 +0330 یکشنبه، 16 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>منجی انسان</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">702851@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;فرقه‌ها و مذاهب اسلامی گرچه توحید افعالی را می‌پذیرند، درخصوص رابطه آن با اختیار انسان اتفاق‌نظر ندارند.اشاعره می‌گویند: ازآنجاکه علتی جز خدا وجود ندارد، انسان علت افعال خود نیست و افعال او در واقع افعال خداوندند. معتزله معتقدند خداوند افعال انسان را به خود آنها واگذار کرده است. بنابراین افعال اختیاری انسان مخلوق خداوند نیست.شیعیان امامی بر این باورند که انسان مختار است و افعال او واقعا کارهای او هستند؛ اما او در انجام‌دادن آنها علت مستقل نیست و خداوند علت مستقل همه افعال او است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به باور متکلمان شیعه، نظریه اشاعره مستلزم این است که انسان موجودی مختار نباشد و این با مسائلی چون تکلیف‌هایی که خداوند برعهده انسان گذاشته و عذاب و پاداش اخروی سازگاری ندارد.همچنین دیدگاه معتزله با توحید در خالقیت و فراگیربودن قدرت خداوند منافات دارد. به عقیده شیعیان توحید افعالی ازآن‌رو با اختیار انسان در تعارض قرار نمی‌گیرد که افعال انسان در طول فعل خداوند است. بنابراین آنها را هم می‌توان فعل خدا دانست و هم فعل انسان.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://monje1361.kowsarblog.ir/نسبت-توحید-افعالی-با-اختیار-انسان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فرقه‌ها و مذاهب اسلامی گرچه توحید افعالی را می‌پذیرند، درخصوص رابطه آن با اختیار انسان اتفاق‌نظر ندارند.اشاعره می‌گویند: ازآنجاکه علتی جز خدا وجود ندارد، انسان علت افعال خود نیست و افعال او در واقع افعال خداوندند. معتزله معتقدند خداوند افعال انسان را به خود آنها واگذار کرده است. بنابراین افعال اختیاری انسان مخلوق خداوند نیست.شیعیان امامی بر این باورند که انسان مختار است و افعال او واقعا کارهای او هستند؛ اما او در انجام‌دادن آنها علت مستقل نیست و خداوند علت مستقل همه افعال او است.</p>
<p>به باور متکلمان شیعه، نظریه اشاعره مستلزم این است که انسان موجودی مختار نباشد و این با مسائلی چون تکلیف‌هایی که خداوند برعهده انسان گذاشته و عذاب و پاداش اخروی سازگاری ندارد.همچنین دیدگاه معتزله با توحید در خالقیت و فراگیربودن قدرت خداوند منافات دارد. به عقیده شیعیان توحید افعالی ازآن‌رو با اختیار انسان در تعارض قرار نمی‌گیرد که افعال انسان در طول فعل خداوند است. بنابراین آنها را هم می‌توان فعل خدا دانست و هم فعل انسان.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://monje1361.kowsarblog.ir/نسبت-توحید-افعالی-با-اختیار-انسان">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://monje1361.kowsarblog.ir/نسبت-توحید-افعالی-با-اختیار-انسان#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://monje1361.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=702851</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>نظريه جدايى صفات خدا از ذات او</title>
			<link>https://monje1361.kowsarblog.ir/نظريه-جدايى-صفات-خدا-از-ذات-او</link>
			<pubDate>16:39:00 +0330 یکشنبه، 16 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>منجی انسان</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">702850@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;يكى از ديدگاه ها درباره صفات ذات خدا، نظريه گروهى به نام اشاعره (پيروان ابوالحسن اشعرى) است كه گفته اند: صفات الهى چيزى خارج از ذات اويند همواره ملازم با ذات خدا بوده و همانند او، قديم و ازلى اند. اينان معتقد به «قدماى هشت گانه» شده اند كه عبارت است از ذات الهى، به اضافه هفت صفت ذاتى و قديم ديگر.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقد اين نظريه&lt;br /&gt;يكى از اشكالات وارد بر نظريه اشاعره اين است كه اگر هر يك از صفات الهى داراى مصداق هايى خارج از ذات الهى و بى نياز از آفريننده فرض شوند، در اين صورت قديم و واجب بالذات، منحصر به ذات خداوند نمى باشد و بايد به جاى يك قديم ازلى، معتقد به هشت واجب و قديم گرديد. و اين با توحيد ذات سازگارى ندارد و موجب شرك در ذات است كه هيچ مسلمانى نمى تواند به آن ملتزم گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسين بن خالد مى گويد: از حضرت امام على بن موسى الرضا عليه السلام شنيدم كه فرمود: پيوسته از ازل، خداوند تبارك و تعالى عالم، قادر، حى، قديم، شنوا و بينا بوده است. پس من گفتم: اى فرزند رسول خدا، گروهى مى گويند كه خداوند عزوجل از ازل عالم به علمى است، قادر به قدرتى است، داراى حياتى است، قديم به قدمتى است، سميع به سمعى است و بينا به بينايى است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام عليه السلام فرمود: هر كس اين را بگويد و به آن معتقد گردد، پس همراه خدا، خدايان ديگرى انتخاب كرده و بهره اى از ولايت ما ندارد. آنگاه فرمود: خداوند عزوجل پيوسته از ازل، علم، قدرت، حيات، قديم بودن، شنوايى و بينايى جزو ذاتش بوده و او بلندمرتبه و بزرگ تر است از آن چه مشركان و تشبيه كنندگان مى گويند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اشكال دوم بر نظريه اشاعره اين است كه اگر هر يك از صفات الهى مصداق و مابه ازاى جداگانه اى داشته باشد يا اين است كه مصاديق آن‌ها در داخل ذات الهى فرض مى شوند كه لازمه اش اين است كه ذات الهى مركب از اجزا باشد و قبلًا ثابت كرديم كه چنين چيزى محال است. و يا اين كه مصاديق آن‌ها خارج از ذات الهى و آفريده خدا تصور مى شود كه مستلزم آن است كه ذات الهى كه طبق فرض، فاقد اين صفات است، آن‌ها را بيافريند و سپس به آن‌ها متصف گردد. در صورتى كه محال است علت هستى بخش در ذات خود، فاقد كمالات مخلوقاتش باشد و يا براى رسيدن به صفاتى همچون علم، حيات و قدرت، از آفريدگانش استمداد بگيرد و به آن‌ها نيازمند باشد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://monje1361.kowsarblog.ir/نظريه-جدايى-صفات-خدا-از-ذات-او&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>يكى از ديدگاه ها درباره صفات ذات خدا، نظريه گروهى به نام اشاعره (پيروان ابوالحسن اشعرى) است كه گفته اند: صفات الهى چيزى خارج از ذات اويند همواره ملازم با ذات خدا بوده و همانند او، قديم و ازلى اند. اينان معتقد به «قدماى هشت گانه» شده اند كه عبارت است از ذات الهى، به اضافه هفت صفت ذاتى و قديم ديگر.</p>
<p>نقد اين نظريه<br />يكى از اشكالات وارد بر نظريه اشاعره اين است كه اگر هر يك از صفات الهى داراى مصداق هايى خارج از ذات الهى و بى نياز از آفريننده فرض شوند، در اين صورت قديم و واجب بالذات، منحصر به ذات خداوند نمى باشد و بايد به جاى يك قديم ازلى، معتقد به هشت واجب و قديم گرديد. و اين با توحيد ذات سازگارى ندارد و موجب شرك در ذات است كه هيچ مسلمانى نمى تواند به آن ملتزم گردد.</p>
<p>حسين بن خالد مى گويد: از حضرت امام على بن موسى الرضا عليه السلام شنيدم كه فرمود: پيوسته از ازل، خداوند تبارك و تعالى عالم، قادر، حى، قديم، شنوا و بينا بوده است. پس من گفتم: اى فرزند رسول خدا، گروهى مى گويند كه خداوند عزوجل از ازل عالم به علمى است، قادر به قدرتى است، داراى حياتى است، قديم به قدمتى است، سميع به سمعى است و بينا به بينايى است.</p>
<p>امام عليه السلام فرمود: هر كس اين را بگويد و به آن معتقد گردد، پس همراه خدا، خدايان ديگرى انتخاب كرده و بهره اى از ولايت ما ندارد. آنگاه فرمود: خداوند عزوجل پيوسته از ازل، علم، قدرت، حيات، قديم بودن، شنوايى و بينايى جزو ذاتش بوده و او بلندمرتبه و بزرگ تر است از آن چه مشركان و تشبيه كنندگان مى گويند.</p>
<p>اشكال دوم بر نظريه اشاعره اين است كه اگر هر يك از صفات الهى مصداق و مابه ازاى جداگانه اى داشته باشد يا اين است كه مصاديق آن‌ها در داخل ذات الهى فرض مى شوند كه لازمه اش اين است كه ذات الهى مركب از اجزا باشد و قبلًا ثابت كرديم كه چنين چيزى محال است. و يا اين كه مصاديق آن‌ها خارج از ذات الهى و آفريده خدا تصور مى شود كه مستلزم آن است كه ذات الهى كه طبق فرض، فاقد اين صفات است، آن‌ها را بيافريند و سپس به آن‌ها متصف گردد. در صورتى كه محال است علت هستى بخش در ذات خود، فاقد كمالات مخلوقاتش باشد و يا براى رسيدن به صفاتى همچون علم، حيات و قدرت، از آفريدگانش استمداد بگيرد و به آن‌ها نيازمند باشد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://monje1361.kowsarblog.ir/نظريه-جدايى-صفات-خدا-از-ذات-او">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://monje1361.kowsarblog.ir/نظريه-جدايى-صفات-خدا-از-ذات-او#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://monje1361.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=702850</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>بی مانندی و شبیه نبودن باری تعالی</title>
			<link>https://monje1361.kowsarblog.ir/بی-مانندی-و-شبیه-نبودن-باری-تعالی</link>
			<pubDate>13:26:00 +0330 شنبه، 15 دی 1397</pubDate>			<dc:creator>منجی انسان</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">702511@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;یکی از دلایلی که خداوند در قرآن کریم بر یگانگی خود اقامه می‌کند همان بحث بی‌مانندی و شبیه نبودن او با هیچ یک از موجودات دیگر است، یعنی هیچ موجودی نمی‌تواند شبیه و همانند او باشد تا بتواند در آفرینش جهان با او شریک شود، «سبحانه هو الله الواحد القهار»صفت قهاریتِ پرودگار وجود هر گونه شبیه را از پرودگار نفی می‌کند و این همان رویکردی است که قرآن نسبت به اثبات یگانگی خود بر می‌گزیند، زیرا قهاریت به معنای چیرگی و غلبه بر تمامی موجودات است، از این رو کسی که به صفت قهاریت متصف باشد نمی تواند همانند و شبیهی داشته باشد، بنابراین همانندی با موجودی، هرگز با معنای چیرگی و غلبه سازگار نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین اگر وجودی نسبت به غیر، غالب و چیره است پس همسان و شبیه نیست و اگر همسان و برابر با موجودات دیگر است پس نتیجتاً غالب نیست، پس فرض دو وجود همسان و مشابه که بتواند یکی بر دیگری غلبه داشته باشد باطل است، از این رو موجود قهار از تمامی افراد برتر و والاتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ملاصدرا نیز بر مبنای نظام فلسفی خود شبیه نبودن و بی‌مانندی پرودگار را دلیل بر یگانگی او در نظر می‌گیرد، او باری تعالی را به واجب الوجود بالذات، صرف الوجود بودن و حقیقتی بسیط متصف می‌کند که تمامی این خصوصیات هرگونه شباهتی و همانندی را از غیر نفی می‌کند زیرا او ثابت می‌کند این ویژگی‌ها تنها می‌تواند مختص به یک موجود باشد و هیچ موجود دیگری هم عرض او نمی‌تواند واجد چنین خصوصیات کمالی باشد به عنوان مثال او تنها یک وجود صرف را مجاز می‌شمارد و در کنار وجود صرف، وجود دیگری را نمی‌پذیرد و یا واجب الوجود بالذات من‌جمیع‌الجهات تنها می‌تواند یکی باشد نه غیر او، زیرا اگر دیگری را به همین صفت متصف کنیم با معنای وجوب ذاتی ازلی در تعارض خواهد بود و در نتیجه این فرض باطل می‌شود،بحث بساطت و نفی هرگونه ترکیب درونی و بیرونی نیز مختص به یک وجود است نه دو یا چند وجود، زیرا بساطت جایی را برای غیر نمی‌گذارد، بنابراین ملاصدرا بر اساس نظام فلسفی خود، شیوه‌ای را برای اثبات وحدانیت باری تعالی بر می‌گزیند که تطابق و قرابت با نگرش قرآنی دارد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://monje1361.kowsarblog.ir/بی-مانندی-و-شبیه-نبودن-باری-تعالی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از دلایلی که خداوند در قرآن کریم بر یگانگی خود اقامه می‌کند همان بحث بی‌مانندی و شبیه نبودن او با هیچ یک از موجودات دیگر است، یعنی هیچ موجودی نمی‌تواند شبیه و همانند او باشد تا بتواند در آفرینش جهان با او شریک شود، «سبحانه هو الله الواحد القهار»صفت قهاریتِ پرودگار وجود هر گونه شبیه را از پرودگار نفی می‌کند و این همان رویکردی است که قرآن نسبت به اثبات یگانگی خود بر می‌گزیند، زیرا قهاریت به معنای چیرگی و غلبه بر تمامی موجودات است، از این رو کسی که به صفت قهاریت متصف باشد نمی تواند همانند و شبیهی داشته باشد، بنابراین همانندی با موجودی، هرگز با معنای چیرگی و غلبه سازگار نیست.</p>
<p>بنابراین اگر وجودی نسبت به غیر، غالب و چیره است پس همسان و شبیه نیست و اگر همسان و برابر با موجودات دیگر است پس نتیجتاً غالب نیست، پس فرض دو وجود همسان و مشابه که بتواند یکی بر دیگری غلبه داشته باشد باطل است، از این رو موجود قهار از تمامی افراد برتر و والاتر است.</p>
<p>ملاصدرا نیز بر مبنای نظام فلسفی خود شبیه نبودن و بی‌مانندی پرودگار را دلیل بر یگانگی او در نظر می‌گیرد، او باری تعالی را به واجب الوجود بالذات، صرف الوجود بودن و حقیقتی بسیط متصف می‌کند که تمامی این خصوصیات هرگونه شباهتی و همانندی را از غیر نفی می‌کند زیرا او ثابت می‌کند این ویژگی‌ها تنها می‌تواند مختص به یک موجود باشد و هیچ موجود دیگری هم عرض او نمی‌تواند واجد چنین خصوصیات کمالی باشد به عنوان مثال او تنها یک وجود صرف را مجاز می‌شمارد و در کنار وجود صرف، وجود دیگری را نمی‌پذیرد و یا واجب الوجود بالذات من‌جمیع‌الجهات تنها می‌تواند یکی باشد نه غیر او، زیرا اگر دیگری را به همین صفت متصف کنیم با معنای وجوب ذاتی ازلی در تعارض خواهد بود و در نتیجه این فرض باطل می‌شود،بحث بساطت و نفی هرگونه ترکیب درونی و بیرونی نیز مختص به یک وجود است نه دو یا چند وجود، زیرا بساطت جایی را برای غیر نمی‌گذارد، بنابراین ملاصدرا بر اساس نظام فلسفی خود، شیوه‌ای را برای اثبات وحدانیت باری تعالی بر می‌گزیند که تطابق و قرابت با نگرش قرآنی دارد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://monje1361.kowsarblog.ir/بی-مانندی-و-شبیه-نبودن-باری-تعالی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://monje1361.kowsarblog.ir/بی-مانندی-و-شبیه-نبودن-باری-تعالی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://monje1361.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=702511</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
